جستجوی محصولات
نام کالا
 

 پی گیری سفارشات
شناسه سفارش
 

 آمار بازدید
خبر
 


 تبلیغات
 

 تبلیغات متنی
هموار
www.hamvar.com
فروش اینترنتی محصول و خدمات
مرکز فروش فایل
http://doc.hamvar.ir
مرکز خرید و دانلود فایل ، مقاله
 

 خبرنامه




 

        سیاهکاری های بنی امیه        
قیمت : 390,000 ریال

اوايل سال 85 در مجمعی سخن از انحرافات در تاريخ اسلام پيش آمد، اين حقير از نقش بنی‌اميّه در به انحراف كشاندن اسلام و ايجاد موانع در مسير مسلمانی مطالبی بيان داشتم، كه چگونه در ابتدای كار، اسلام را از مسير قرآن و عترت و سنت‌های محمّدی دور كردند و پوستين وارونه‌ای بدان پوشاندند.

جناب مهندس ميثمی كه در آن مجلس حضور داشتند، از من خواستند اين گفته‌ها را به صورت مقاله برای نشريه «چشم‌انداز ايران» آماده كنم. توفيقی دست داد و سعادتی يار شد كه درخواست دوستی شايسته را برآورده سازم و بخشی از عمر را صرف بازنويسی جنايات بنی‌اميّه نمايم. ماه‌ها صرف وقت شد و كتاب‌هايی مورد بررسی قرار گرفت تا نوشته‌هايي فراهم آمد، سعی شد از منابعی استفاده شود كه مورد قبول همه فِرق اسلامی باشد.

با انتشار آن مقالات از شماره 47 نشريه (دی و بهمن 86) برخی خُرده گرفتند كه چرا روی شخصيت‌های مثبت تاريخ اسلام كار نمی‌كنم و به بدکردارها و سياه‌كاري‌هاشان می‌پردازم؟ به عرض آنها رساندم كه در هر نمايش و فيلم و تعزيه‌ای عده‌ای هم نقش منفی دارند. در مراسم شبيه‌خوانی هم بدون شمر نمی‌توانند اجرای برنامه كنند، شمر تعزيه هم بايد از قبل آماده باشد تا بتواند نقش خود را به خوبی ايفا نمايد، جمعی هم لباس قرمز پوشيده و تكه چوبی در دست می‌گيرند و به عنوان لشگر همراه يزيد و عبيدالله زياد و عمر سعد، اين طرف و آن طرف می‌دوند، به اينها «اشقياء» گفته و به اجراكنندگان نقش مثبت، «اولياء» می‌گويند.

در اين نوشته‌ها بيشتر به بررسی زندگی اشقياء يا شمرهای تاريخ صدر اسلام پرداخته شده است.

هميشه و همه جا، بايد دشمنان «اولياء» و مخالفان مردان شايسته جهان و آنها كه در برابر حق می‌ايستند و چهره‌های ضد مردمی دارند، شناخته شوند. همه آنهايی كه قدرتی و مسندی و موقعيّتی داشتند خويشتن را سلمان و ابوذر زمان به حساب می‌آوردند! و چون ورق برمی‌گشت و روزگار به آنان پشت می‌کرد، افراد بعدی كه روی كار می‌آمدند، قدرتمداران پيشين را بدتر از شمر و يزيد معرفی می‌نمودند، اين روند روزگار و خوی وخصلت آدم‌هاست، چه می‌توان كرد؟

بسياری بر آن اعتقاد هستند كه روی تاريخ اسلام كاری درخور انجام نشده است، هر كسی قسمتی را گرفته و به تحليل پرداخته و نظر خود را ابراز داشته و به ديگر ابعاد توجّهی نكرده است. گاهی هم عناصر زمان و مكان و شرايط و موانع و علل پيروزي‌ها و شكست‌ها و اهداف آن را از نظر دور داشته است.

در تاريخ اسلام، تا اواخر دوره‌ بنی‌عباس، خيلی جای كار دارد، انجمن‌ها و جمع‌ها و مؤسسه‌ها بايد با امكانات وسيع علمی و تداركاتی بدان بپردازند، چه بسيار بودجه‌های حكومتی كه به كارهای فرهنگی، اختصاص پيدا می‌كند، ولی غير از روضه‌خوانی و مدّاحی و به ظواهر پرداختن و تهيه و نصب پوسترهايی و برگزاری جشن‌هايي كاری ديگر انجام نمی‌شود، اي كاش اندكی هم ريشه‌يابی و تحقيق روی تاريخ اسلام و نهضت حسينی می‌شد و ابعاد وسيع فرهنگی و معنوی آن برای نسل‌های آينده مطرح می‌گرديد.

نگارنده از سال‌ها پيش، از زمانی كه روی كتاب‌های «سخن عاشورا» و «تحليلی از زندگانی و دوران امام محمد تقی(ع)» قبل از پيروزی انقلاب كار می‌كردم، بر آن باور بودم كه گروهی از متخصصان برای بررسی و تحليل تاريخ اسلام بايد كمر همت بربندند و قدم پيش گذارند، از اين رو در مجامعی كه در خدمت بعضی از بزرگان دين بودم اين پيشنهاد را بيان می‌داشتم، اما چون بودجه و امكانات و كتابخانه و همكاران متخصص و محلی مناسب می‌خواست، كمتر كسی بدان تن در می‌داد.

از سوي ديگر اگر بودجه‌ای اختصاص پيدا می‌كرد و محلی آماده می‌گرديد، بيشتر جنبه اداری به خود می‌گرفت و دفتری و منشی و تلفنی و مستخدم و وسائلی و... پس از مدتی چند جزوه انتشار می‌يافت، يا چند كتاب خلاصه می‌شد و يك يا چند سی‌دی تهيه می‌گرديد، مراسم جشن و سوگ و آمدن و رفتن و بازديد و گزارش و سمينار و ديگر تشريفات و جنبه‌های نمادين و...

در گذشته محققان بزرگی چـون جرير طـبری، ابن اثير، ابن خـلدون، علاّمه مجلسی، شيخ حرّ عـاملی، خطـيب بغدادی، امام فخر رازی، مير حـامد حسين هندی، علاّمـه امينی، سيد محسن امين و...، در شرايطی كه دسترسی به منابع و مآخذ كم بود، با چه مشكلاتی قلم زدند و مطالب بسياری را گرد آوردند و چه بسا كه روايات و احاديث صحيح را از نادرست جدا كردند و با كمك شاگردان و علاقمندانشان، گام‌های مثبتی در مسير تفسير، حديث، تاريخ، احكام، اخلاق، فلسفه و عرفان برداشتند و آثار گرانبهايی تأليف كردند كه امروز اجتماعاتی برای خواندن و شنيدن و بررسی آثار آن بزرگان بايد تشكيل داد و پژوهشكده و دانشكده برای شناخت تحقيقات آن فرهيختگان بايد تأسيس نمود.

عالمان دينی ما در صرف و نحو و لغت و فقه و اصول، به كمال نسبی و به مرحله اجتهاد رسيده‌اند، ولی در ديگر عناوين دينی كار بسيار بايد و اجتهادی وسيع‌تر كه فراتر از اقدامات فردی باشد و با همكاری جمعی صاحبنظران كارهايی درخور به انجام برسد.

در تدوين و تحليل‌های تاريخی بايد بدون حبّ و بغض، برای همه اقوام و افكار، ارائه مطلب كرد تا جهانيان را جذب اسلام و مسلمانی نمود وگرنه با تهمت و دروغ و بدگويی و دشنام و نفرين هدايتی پيش نمی‌آيد.

با اين كار كوچك و بضاعت مزجا¸ در اين نوشته‌ها سعی داشته‌ام كه بنی‌اميّه را بشناسانم تا مبادا در اثر غفلت جامعه باز هم بنی‌اميّه‌ای ديگر زمام جوامع اسلامی و مسلمانی را در دست گيرد. در آن صورت، انديشه‌های ناب محمدی و قرآنی در جهت انحطاط و انحراف افتد و بدعتی جديد پديد آيد و حق آشكار نشود.

در اين مقاله‌ها بر اين باور بوده‌ام كه افراط و تفريطی پيش نيايد و با ديد علمی از مدارك اصيل استفاده شود، باشد كه انديشه‌های متعالی و پويا به قضاوت كشانده شود. كسی نظر نداشته كه عقايد خود را بر كسی تحميل كند، نويسنده دوست داشته كه دست خواننده را در دست گيرد و به سير تاريخ بپردازد و برخی زوايای تاريخ را بنماياند.

اعتراف دارم كه نتوانسته‌ام حق مطلب را ادا كنم، زيرا بنا را بر اختصار نهاده بودم و اينكه نوشته‌هايم درخور نشريه باشد. در اين نوشته‌ها سعی شده كه نظريّه بزرگمردان تاريخ، امثال طبری، مسعودی، ابن ابی الحديد، ابن سعد، بلاذری، ابن قتيبه، ابن اثير، ابن خلدون، سيوطی و... آورده شود كه آثارشان مورد توجه و قبول همه مسلمانان است و آنها به ستمكاری و نادرستی بنی‌اميّه و بنی‌عباس اعتراف دارند.

در گوشه و كنار دنيای روز، مردم با هر عقيده و مرامی، ديگر حكومت‌های ظالم و ستمكار و ديكتاتور و مستبد را برنمی‌تابند، حاكميت‌ها همه بايد مردمی باشد، آزادي‌های مشروع و قانونی اعمال شود، مردم جهان خواستار عدالت و آزادی و مساوات هستند، آنها می‌خواهند استبداد و تبعيض و خودكامگی نباشد، تمام بشريّت در سايه توحيد، با هم مهربان، صميمی، برابر و برادر باشند، ملّيت‌ها، مذهب‌ها، ايدئولوژي‌ها، قوميت‌ها، زبان‌ها، رنگ‌ها، بينش‌ها و تفكرها عامل جدايی و تبعيض و جدال‌ها نباشد، مگر نه اين كه اسلام برای رفع امتيازها و جدال‌ها آمد؟ و «گفت‌وگوی تمدن‌ها» برای همين است.

قرآن، انسان‌ها را جانشين خدا در زمين می داند، خليفـ¹الله، از فساد و گناه و ظلم در زمين دوری و جلوگيری می‌‌كند، همه آدم‌ها همانند خدايشان بايد خالق زيبايي‌ها و اميدها و محبت‌ها باشند، بهترين بنده نزد خداوند آن است كه برای مردم مفيدتر بوده و زيانی به جامعه و به طبيعت خدا نرساند.

نمرودها، فرعون‌ها، شدادها، معاويه‌ها و يزيدها، چنگيزها، تيمورها، هيتلرها، صدام‌ها و... همه آفت انسانيّت بودند و بايد از روی زمين محو شوند، ستمكاران هستی‌سوز و مفسدان فی‌الارض بايد تباه شوند تا مردم آسايش داشته باشند.

دنيا بايد از ابراهيم و موسی و عيسی و محمّد (صلوات الله عليهم اجمعين) پيروی كند كه رحمـ¹ للعالمين بودند و دوستدار مردم و دستگير همه گم‌گشتگان.

دنيای مترقی و متمدن بايد هماره مترصّد باشد كه ديگر صدامی و شاهی و ساواكی و مافيايی پديد نيايد تا با زندان و آزار و اذيّت و كشتن، بندگان خدا را برنجاند.

و تا فاسد شناخته نشود، رانده نمی‌شود، اول بايد دزد را شناخت، سپس به دفع آن پرداخت. ما می‌خواهيم آيينه‌ای از ستمكاری را در جهان بنمايانيم، تا مختصر آگاهی داده و به دنبال پيامبرمان انذاری كرده باشيم. دانشمندان می‌گويند اگر ملّتی تاريخ نخواند و نداند، به اجبار آن را تكرار می‌كند، از اين رو دائم بايد تاريخ‌ها و عبرت‌های گذشته را برای آيندگان بازگو كرد، از معاويه‌ها و يزيدها گفت، باشدكه مردم تا آخر دنيا تكرار اين ستمكاران و اين دشمنان بشريّت را مشاهده نكنند.

ابن خلدون نام تاريخ خود را «العِبَر» (عبرت‌ها) گذاشته است، باشد كه هشدارها را كسی نبش قبر و مرده‌پرستی و لگد به مرده زدن نداند و از گذشته برای آينده عبرت آموزد و درس گيرد.

ما در مسلمانی قرآن و سنّت را وسيله سعادت و هدايت می‌دانيم، و انرژي‌های فسيلی را برای روشنايی و تحرّك دنيای آينده می‌خواهيم، ما بايد به زبان روز و با اصطلاحات زمان سخن گوييم و جوانانمان را با ابزار و افكار دوران و انديشه‌های آگاه كننده و پندآموز گذشتگان به پيروزی و موفقيّت برسانيم، تا فريب مكّاران و تزويرگران را نخورند، نمی‌شود كه علی(ع) و سلمان و اباذر و مقداد را با امثال معاويه و عمروعاص و مغير بن شعبه و حَكـَم بن عاص مقايسه كرد و چون محضر پيامبر اسلام(ص) را درك كرده‌اند، آنان را با هم يكی دانست، تفاوت از زمين تا آسمان است، ابتدا حق را بايد شناخت، سپس آدم‌ها را با حق مقايسه كرد، حضرت علی(ع) مي‌فرمايد: «اَعِرف ِالحَقّ تُعرَف اَهلَه»، حق را بشناس، وقتی شناختی، آنگاه اهل حق را خواهی شناخت.

اگر هر دو گروه را چون صحابی پيامبر(ص) بوده‌اند گرامی داريم، دچار دين التقاطی و انحرافی و جبری و ظالم‌پروری و خشونت‌گرايی و مظلوم‌كشی و تروريستی می‌شويم، اينكه ديگر اسلام محمد(ص) نيست.

هركه نام خود را اولوالامر گذاشت و به كشتن امثال امام حسن(ع) و امام حسين(ع) پرداخت كه لايق و قابل پيروی نيست، چه بسيار قاتلانی كه نام خود را اميرالمؤمنين! نهادند و به جان و مال و ناموس مردم تجاوز كردند.

اگر اسلام را به بنی‌اميّه و بنی‌عباس منسوب كنيم، همه جوامع و همه آگاهان و همه جوان‌ها را از مسلمانی فراری داده‌ايم و باعث هلاكت خود و تباهی مسلمانی شده‌ايم.

مگر وظيفه عالمان آگاه اسلامی نيست كه همه مردم جهان را با دين محمد(ص) و قرآن محمد(ص)، آشنا كنند و حقايق را با استدلال و روش نيكو بيان نمايند؟ تا همه شاهد باشيم: «وَ رايتَ الناسَ يَدخُلوُنَ في دين اللّهِ اَفواجاً» (نصر: 2) و شما بنگريد كه مردمان گروه گروه به دين خدا داخل شوند، اما نه با دين معاويه و يزيد و عبدالملك مروان و منصور و هارون و...

بگذاريد با صراحت اعلام كنيم كه بسياری از مدّعيان مسلمانی از روزگار پس از پيامبر(ص) تا امروز، بنی‌اميّه و بنی‌عباس حكام ستمگر، تروريست‌های عراق، افغانستان، پاكستان و... هيچ رابطه‌ای با اسلام و قرآن ندارند، فقط از نام مسلمانی سوء‌استفاده می‌كنند، هركس غير از روش مسالمت‌جويانه محمد(ص)، راهی را دنبال كند، بدتر از معاويه و يزيد است.

همه اسلام‌شناسان و آگاهان به تاريخ اسلام، بيزاری و تنّفر خود را از بنی‌اميّه و بنی‌عباس و ديگر سلطنت‌طلبان و استبدادگران مدّعی مسلمانی ابراز می‌دارند.

در اين نوشته‌ها هدف آن بوده كه با بيان حوادث گذشته توّجهی به آيندگان داده شود، مسائل هزار و چهارصد سال پيش را با سردمداران روز دنيای مسلمانی تطبيق دهيم، اتفاقات آن دوران‌ را تحليل نماييم و خوانندگان را متوجه کنيم كه پس از نهضت محمد رسول‌الله(ص) چه حوادثی پيش آمد و چه اتفاقات ناخوشايندی رخ داد، تا مبادا رخدادهای مشابهی پيش آيد و بازهم عقب‌ بمانيم.

در اين مجموعه، جريان‌های تاريخی را به اختصار آورديم، سعی بر اين بود كه روايت‌های آورده شده مورد پذيرش و قبول باشد و در معرض تحليل و تفسير قرار گيرد. در مسائل مربوط به امامان بزرگوار شيعه از كتب شيعيان بهره‌گيری شد.

نوشتن مقاله در هر شماره نشريه، ايجاب می‌كرد كه مطلب به طور كامل برای خوانندگان ارائه گردد، بدان سبب و به ناچار برخی عبارات و يا كلمات تكرار می‌شد، چون اين نوشته‌ها از اول به منظور تدوين كتاب نبود، فصل‌بندی و عناوين و عبارت‌پردازي‌ها، حالت مقاله‌ای دارد، بدين‌وسيله از خوانندگان محترم پوزش مي‌خواهم، اميد كه مرا ببخشايند.

در ضمن انتشار مقالات، نقدها و اظهارنظرهای عالمانه‌ای در نشريه و يا با تلفن و نامه و يا در ايميل و سايت‌ها برايم فرستاده شد كه راهگشا و دلگرم‌كننده بود، برخی به كندروی و يا تندروی دعوتمان نمودند كه ما سعی داشتيم جز راه اعتدال نپوييم و آنچه را حق تشخيص می‌داديم بدان پرداختيم.

پژوهش در اين موضوع احتياج به فرصتی وسيع‌تر و كار بيشتری داشت، ولی مطلب به اختصار آوردن و خلاصه كلام را گفتن و با زبانی ساده با مخاطب حرف زدن را بيشتر دوست می‌داشتم.

در اواخر سال 88 مقاله‌ها، نوشته و كامل شد و تحويل دفتر نشريه گرديد. آقای مهندس لطف‌الله ميثمی صاحب امتياز و مديرمسئول نشريه «چشم‌انداز ايران» به خاطر آن كه اين نوشته‌ها مورد استقبال خوانندگان قرار گرفته بود و بخش‌هايی از آن در سايت‌های مختلف به زبان‌های عربي و انگليسی ترجمه شده بود، پيشنهاد چاپ آنها را به صورت كتاب دادند، كه من هر گونه اختياری را به ايشان واگذار كردم كه خدايشان موفّق دارد.

در پايان لازم است از زحمات خانم‌ها افراح جوهری و معصومه قشقايي كه زحمات ماشين‌نويسی و اجرايي را پذيرا بودند، سپاسگزاری و تشكر نمايم، خدايشان مؤيد دارد.

 

من الله التوفيق و عليه التكلان

فضل الله صلواتی


tag تگ های موتورهای جستجوگر: سیاهکاری های بنی امیه , درس هایی از تاریخ اسلام ؛سیاهکاری های بنی امیه

        محصولات مرتبط        

        نظرات کاربران  
تا کنون هیچ نظری درباره این محصول ثبت نگردیده است.
از صلح تا قیام /سخنرانی مهندس میثمی در عاشورا1388